عاشق شو

عاشق شو ارنه روزی کار جهان سر آید

ناخوانده راه مقصود از کارگاه هستی

/ 13 نظر / 29 بازدید
نمایش نظرات قبلی
الهام

سلام منم دقیقا شیفته ادبیات و سینما هستم

از سمک تا به .....

تو از کدامین قبیله ایی که این چنین به بوی شب آمیخته ایی ؟

فرانسيس

تو مپبدار كه مجنون سر خود مجنون شد از سمك تا به سهايش كشش ليلي برد از علامه طباطبايي شعر مهر خوبان

سارا

گاهی دلم میخواهد, وقتی بغض میکنم, خدا از آسمان به زمین بیاد, اشک هایم را پاک کند, دستم را بگیرد و بگوید: اینجا آدما اذیتت میکنن؟!!! بــیـــا بــــــریــــــــم...

زهرا تکرلی

سلام. منیر خانم چادرش را سر کرد و با عجله دمپایی های سبز جلو بسته اش را روی زمین کشید و رفت.صدای محکم بسته شدن در که آمد قلبم هرّی ریخت.مامان النگو فنری ها را برداشت و محکم پرتشان کرد طرفم.النگو ها خوردند به شیشه ی پنجره و افتادند روی تاقچه. سرم را انداختم پایین و رفتم تا استکان های چایی را بردارم. ادامه این داستان را به روزم و به شدت منتظر نقد نگاه یا نظری از سوی شما[گل]

سکوت

وقتی مهراوه شریفی نیاتو وبلاگش رولینکت کرده توچرالینکش نمیکنی؟؟ واقعا منظورت ازاین کارچیه؟ مثلن میخوای واسش کلاس بذاری؟؟

مهدی ملقب به قدیمی

"عاشق" که شدیم بدهکار یکدیگر می شویم... بدهکار ، دل همدیگه... آخه!!! به او وعده دادیم که عاشق شده ایم... اما اغلب ، همه آنها را فراموش می کنیم تمام آن "دوستت دارم" هایی را که... پشت دیوار غرورمان ، مخفی می کنیم... و آنها را می بلعیم!!! تا نشان دهیم منطقی هستیم ... کاش... دوستت دارم هایمان را... نگه نداریم... برای فردا !!! کاش... نگذاریم که گفتنشان... دیر شود…! چون شاید ، فردا دیگر... معشوقی نباشد.!!! =========== [گل]

شکوفه

چو عاشق میشدم،گفتم ربودم گوهرمقصود نمیدانستم این دریا چه موج خون فشان دارد.